السيد حامد النقوي
73
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
بالجملة از اين بيان ظاهر گرديد كه جمعى از علماى حضرات سنيّه ، جسارت بر رد و قدح حديث غدير نمودهاند ، و شناعت رد اين حديث صحيح ، و دلالت آن بر تعصب و جحود و ناصبيت ، و قصد اطفاى انوار فضائل علويه ، بر أدنى عاقل پوشيده نيست ، ليكن چون ارتكاب اين تعصب شنيع از حضرات اهل سنت ، در مقامات بسيار و مواضع بيشمار واقع شده ، لهذا بانكار شناعت آن هم مىپردازند و مىگويند كه اين رد و قدح ، بنا بر نقد و تحقيق است ، نه به جهت تعصب . حال آنكه بديهى است كه اگر كسى فضائل صحيحهء جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم ، و معجزات آن جناب را انكار كند و مشاركت يهود و نصارى در اين معنى اختيار نمايد و هفوات و خرافاتشان را نقل كرده ، بكلماتشان احتجاج و استدلال كند ، اهل اسلام در حق او چه خواهند گفت ؟ ! ، آيا او را ملحد و كافر و منكر اسلام خواهند گفت ، يا ناقد و محقق و فاضل مدقق ؟ ! « فخر رازى و اتباعش در پردهء تسنن داد ناصبيت دادهاند » پس چون رازى بردّ حديث غدير ، فضيلت عظيمهء واقعيهء صحيحهء جناب امير المؤمنين عليه السّلام را انكار كرده و مشاركت نواصب را در ابطال حديث غدير اختيار نموده و قول جاحظ [ 1 ] ناصبى را ، كه در كتاب « مطاعن و نقائص اعداى جناب امير المؤمنين عليه السّلام » وارد كرده ، حجت گردانيده ، و افتخارا و مباهاتا روبروى اهل حق پيش نموده و آن را معتبر و معتمد دانسته ، چگونه ناصبى و مبغض نباشد ؟ !
--> [ 1 ] الجاحظ : عمرو بن بحر الاديب البصرى المتوفى ( 255 ) .